به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، سیامک محبوب، معاون توسعه کتابخانهها و ترویج کتابخوانی نهاد، در گفتوگویی تخصصی، به بررسی برخی از مهمترین رویکردهای اخیر نهاد کتابخانههای عمومی کشور در حوزه بهرهوری، آمایش سرزمینی و بازطراحی نظام خدمات کتابخانهای پرداخته است. در این گفتوگو تلاش شده است ابعاد مختلف نگاه جدید نهاد کتابخانههای عمومی کشور به موضوع بهرهوری مورد واکاوی قرار گیرد؛ نگاهی که صرفاً به معنای صرفهجویی در هزینهها نیست، بلکه بر استفاده هوشمندانه از منابع، ارتقای کیفیت خدمات کتابخانهای و توزیع عادلانه امکانات فرهنگی در سطح کشور تأکید دارد.
در جریان این گفتوگو، سیامک محبوب از تجربه تدوین و اجرای «سند آمایش سرزمینی کتابخانههای عمومی ایران»، ارزیابی موردی کتابخانهها، بازآرایی نیروی انسانی و همچنین الگوی جدید تنظیم ساعت کاری کتابخانهها سخن گفته و توضیح داده است که چگونه این مجموعه اقدامات در راستای افزایش بهرهوری، تصمیمگیری دادهمحور و تقویت عدالت در دسترسی به خدمات کتابخانهای طراحی شدهاند. معاون توسعه کتابخانهها و ترویج کتابخوانی نهاد در این گفتوگو همچنین تأکید میکند که هدف اصلی این رویکرد، حرکت به سمت شبکهای کارآمدتر، پویاتر و متناسب با نیاز واقعی جامعه است؛ رویکردی که امید میرود با تداوم آن، کتابخانههای عمومی بتوانند بیش از گذشته به عنوان یکی از مهمترین پایگاههای فرهنگی و اجتماعی در دسترس عموم مردم ایفای نقش کنند. مشروح گفتوگوی خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور با سیامک محبوب را در ادامه میخوانید.
- اساسا نهاد کتابخانههای عمومی کشور با چه ایده و رویکردی شکل گرفت؟ فلسفه تأسیس این نهاد چه بود؟
اگر بخواهیم به ایده اولیه برگردیم، نهاد کتابخانههای عمومی کشور از ابتدا با یک نگاه مشخص شکل گرفت؛ اینکه خدمات عمومی کتابخانهای با حداکثر کارایی و در عین حال با حداقل هزینههای سربار اداره شود. به تعبیر دیگر، یکی از مبانی مهم تأسیس نهاد حرکت به سمت بهرهوری، چابکی و استفاده بهینه از منابع عمومی بوده است. البته طبیعی است که میزان تحقق کامل این هدف در دورههای مختلف قابل بحث و بررسی باشد، اما جهتگیری کلی نهاد از ابتدا بر همین مبنا بوده؛ یعنی بهینهسازی و کارآمدسازی خدمات کتابخانهای.
- شما به مفهوم بهرهوری اشاره کردید. در فضای مدیریتی کشور گاهی بهرهوری صرفا معادل صرفهجویی تلقی میشود. در حوزه کتابخانههای عمومی دقیقا منظورتان از بهرهوری چیست؟
نکته مهم همینجاست. گاهی بهرهوری به اشتباه فقط به معنای صرفهجویی تعبیر میشود، در حالی که در معنای دقیق، بهرهوری یعنی استفاده هوشمندانه، عادلانه و اثربخش از منابع برای ارائه خدمات بهتر. ممکن است در برخی موارد نتیجه آن کاهش هزینه هم باشد، اما هدف اصلی چیز دیگری است؛ افزایش کیفیت خدمت، بهبود دسترسی عمومی و تخصیص صحیح منابع انسانی و مالی.
- یعنی از نگاه شما بهرهوری فقط به نحوه اداره داخلی کتابخانهها محدود نمیشود؟
دقیقا همینطور است. بهرهوری در حوزه کتابخانههای عمومی فقط به آنچه داخل یک کتابخانه اتفاق میافتد محدود نیست. این موضوع از مراحل ابتداییتر شروع میشود؛ از طراحی سیاستها گرفته تا جانمایی کتابخانهها، نحوه توسعه فضاهای کتابخانهای، توزیع منابع انسانی و حتی تعیین نوع خدماتی که باید ارائه شود. به همین دلیل در نگاه جدید نهاد کتابخانههای عمومی کشور تلاش شده بهرهوری نه فقط در سطح اداره یک کتابخانه، بلکه در کل نظام برنامهریزی، توسعه و تخصیص منابع دنبال شود.
- در این چارچوب، یکی از اسنادی که زیاد درباره آن صحبت میشود سند آمایش سرزمینی کتابخانههای عمومی است. این سند چه جایگاهی در این نگاه دارد؟
بله، به موضوع بسیار مهمی اشاره کردید. یکی از مهمترین اسناد نهاد در حوزه بهرهوری را میتوان «سند آمایش سرزمینی کتابخانههای عمومی ایران» دانست. اهمیت این سند در این است که تلاش میکند توسعه کتابخانههای عمومی را از وضعیت سلیقهای، مقطعی و صرفا آمارمحور خارج کند و آن را بر پایه شاخصهای علمی، جمعیتی و نیاز واقعی مناطق سامان دهد.
- پیش از تدوین این سند، روند توسعه کتابخانههای عمومی در کشور چگونه بود؟
اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، پیش از تدوین و ابلاغ این سند، در برخی موارد توسعه کتابخانهها بیش از آنکه مبتنی بر نیازسنجی و استانداردهای کتابخانهای باشد، تحت تأثیر نگاههای محلی، فشارهای بیرونی یا حتی رقابتهای آماری قرار میگرفت. گاهی افراد ذینفوذ، نمایندگان یا حتی برخی مدیران، به دلیل علاقه به منطقه خود پیگیر تأسیس کتابخانه در نقاطی بودند که الزاماً اولویت کتابخانهای نداشتند. از سوی دیگر در مقاطعی افزایش صرف تعداد کتابخانهها، بدون توجه کافی به کیفیت خدمات و میزان بهرهبرداری، به عنوان شاخص موفقیت تلقی میشد. به همین دلیل در برخی مناطق هر ساختمان یا فضایی که در دسترس بود به کتابخانه تبدیل میشد، بدون اینکه الزامات جمعیتی، دسترسی، مخاطب و استانداردهای خدماتی بهدرستی سنجیده شده باشد.
- این روند چه پیامدهایی برای شبکه کتابخانههای عمومی کشور به همراه داشت؟
نتیجه چنین روندی این شد که تعدادی کتابخانه کوچکمقیاس و کممخاطب شکل گرفت؛ کتابخانههایی که اگرچه در آمار رسمی به عنوان کتابخانه عمومی ثبت میشدند، اما در عمل کارکرد مؤثری در ارائه خدمات نداشتند. البته باید تأکید کنم مسئله این نیست که اصل تأسیس کتابخانه اقدام نادرستی بوده است. مسئله این است که وقتی منابع عمومی محدود است و در سطح کشور نیازهای گستردهای وجود دارد، بیتوجهی به اولویتها و شاخصهای بهرهوری میتواند به هدررفت منابع انسانی و مالی منجر شود. در حالی که در همان زمان مناطق پرجمعیت و دارای اولویت وجود داشتند که به دلیل محدودیت منابع از دسترسی مناسب به کتابخانه عمومی محروم مانده بودند.
- بنابراین هدف اصلی از تدوین سند آمایش سرزمینی، ساماندهی همین وضعیت بوده است؟
دقیقا همینطور است. سند آمایش سرزمینی و استانداردهای توسعه کتابخانههای عمومی با همین هدف تدوین و ابلاغ شد؛ یعنی ایجاد عدالت فضایی، ارتقای بهرهوری و هدایت صحیح منابع. امروز هم یکی از مهمترین اقدامات نهاد این است که به همین رویکرد علمی و آمایشی پایبند بماند تا توسعه کتابخانهها، تخصیص بودجه و توزیع نیروی انسانی بر اساس نیاز واقعی و بیشترین اثربخشی انجام شود.
- در ادامه این نگاه، آیا خود کتابخانهها هم به صورت موردی ارزیابی شدهاند؟
بله، اتفاقا یکی از اقدامات مهمی که برای نخستینبار در نهاد کتابخانههای عمومی کشور انجام شد همین بود که کتابخانهها به صورت تکبهتک و موردی مورد ارزیابی قرار گرفتند. تلاش ما این بود که به جای تصمیمگیریهای کلی و یکسان، هر کتابخانه بر اساس عملکرد واقعی و شرایط محیطی خودش سنجیده شود. در این ارزیابی شاخصهایی مانند تعداد اعضا، میزان امانت، جمعیت خدمتگیر، نوع و تعداد بخشهای فعال کتابخانه، برنامهها و فعالیتهای فرهنگی و حتی ویژگیهای فیزیکی ساختمان مثل مساحت، تعداد طبقات و ظرفیت فضا در نظر گرفته شد تا مشخص شود هر کتابخانه متناسب با کارایی واقعی خود به چه میزان نیروی انسانی نیاز دارد.
- چرا چنین ارزیابی دقیقی ضرورت داشت؟
دلیلش این بود که در سالهای گذشته در برخی موارد تخصیص نیرو و امکانات لزوما بر اساس عملکرد و نیاز واقعی انجام نمیشد. گاهی کتابخانههایی با مخاطب محدود و کارکرد پایین از نیروی انسانی بیشتری برخوردار بودند، در حالی که کتابخانههای پرتردد و فعال با کمبود نیرو مواجه میشدند. طبیعی است که ادامه چنین روندی به کاهش بهرهوری و اتلاف منابع عمومی منجر میشود.
- پیش از این اصلاحات، چه دستورالعملهایی مبنای اداره کتابخانهها بود؟
در حدود دو دهه گذشته دو دستورالعمل اصلی بخش مهمی از سازوکار اداره کتابخانههای عمومی را تنظیم میکرد؛ یکی دستورالعمل درجهبندی کتابخانهها و دیگری دستورالعمل ساعت کاری. مبنای درجهبندی عمدتا بر زیربنا و تا حدی تعداد اعضا استوار بود. این منطق در ذات خود نادرست نبود، اما چون ارتباط مستقیمی با جمعیت خدمتگیر، میزان مراجعه و عملکرد واقعی کتابخانه نداشت، در عمل در برخی کتابخانههایی که خارج از چارچوب آمایش توسعه یافته بودند به تخصیص نامتوازن نیروی انسانی و هدررفت منابع منجر میشد. از سوی دیگر الگوی ساعت کاری هم بر همان ساختار نیروهای تخصیصیافته استوار بود و در نتیجه نوعی چرخه تکرارشونده از نابهرهوری شکل گرفته بود.
- الگوی جدید تنظیم ساعت کاری که از امسال اجرا شده چه تفاوتی با گذشته دارد؟
الگوی جدید تنظیم ساعت کاری در واقع بخشی از بازطراحی نظام بهرهوری در نهاد است و هدفش اصلاح همین چرخه است. در این مدل، ساعت کاری صرفا یک موضوع اداری تلقی نمیشود بلکه بخشی از نظام کارایی و خدمترسانی کتابخانهها به حساب میآید. برای نخستینبار تلاش شده ظرفیت هر کتابخانه نه صرفاً بر اساس ساختمان یا ساختار اداری، بلکه بر مبنای عملکرد واقعی آن تعیین شود.
- در این مدل جدید چه شاخصهایی مبنای تعیین ظرفیت نیروی انسانی قرار گرفتهاند؟
در این مدل سه شاخص اصلی «تعداد عضو»، «میزان امانت» و «جمعیت خدمتگیر» مبنای تعیین ظرفیت نیروی انسانی قرار گرفته است. به بیان سادهتر، کتابخانهای که مخاطب بیشتر، خدمات گستردهتر و فعالیت مؤثرتری دارد امکان توسعه نیروی انسانی بیشتری خواهد داشت. این یعنی برای نخستینبار رابطه مستقیمی میان عملکرد کتابخانه و تخصیص منابع انسانی برقرار شده است.
- نسبت استاندارد کتابدار به اعضا در این الگو چگونه تعریف شده است؟
بر اساس استانداردهای کتابخانهای، هر کتابدار باید به حدود ۶۲۵ عضو خدمات ارائه کند. البته با توجه به شرایط موجود کتابخانههای عمومی ایران این شاخص در نهاد تعدیل شده است. در مدل فعلی حداقل قابل قبول برای هر کتابدار ۳۰۰ عضو در نظر گرفته شده و حدود ۵۰۰ عضو نیز شاخص مطلوب ارزیابی میشود. بر همین اساس کتابخانهای که از نظر عضو، امانت و جمعیت خدمتگیر عملکرد مناسبی داشته باشد امکان جذب نیروی جدید پیدا میکند. این رویکرد باعث میشود توسعه نیروی انسانی مستقیماً به ارتقای عملکرد کتابخانه وابسته باشد و نه صرفاً به ساختارهای ثابت اداری.
- آیا در این الگو موضوع بازآرایی نیروها نیز مورد توجه قرار گرفته است؟
بله، دقیقا. در مدل جدید تلاش شده بازآرایی نیروی انسانی بر اساس عملکرد واقعی کتابخانهها انجام شود. در گذشته گاهی کتابداران فعال و پرتلاش در کتابخانههای شلوغ با حجم بالای مراجعهکننده مواجه بودند، در حالی که در برخی کتابخانههای کممخاطب نیروی انسانی مازاد وجود داشت. حتی در مواردی کتابخانههایی با اعضا و امانت بسیار محدود چند نیروی انسانی در اختیار داشتند، در حالی که کتابخانههای فعالتر با کمبود نیرو روبهرو بودند. در الگوی جدید تلاش شده این عدمتعادل اصلاح شود و نیروها بر اساس نیاز واقعی و میزان خدمترسانی بازآرایی شوند تا هم عدالت سازمانی و هم بهرهوری تقویت شود.
- درباره ساعات فعالیت کتابخانهها چه رویکردی مدنظر قرار گرفته است؟
در تعیین ساعت فعالیت کتابخانهها هم نگاه بهرهوری و نیازمحور مدنظر بوده است. پیشنهاد نهاد برای کتابخانههای تکنوبتی این است که فعالیت کتابخانه حداقل تا ساعتی پس از پایان کار ادارات ادامه پیدا کند تا کارمندان و افرادی که در ساعات اداری امکان استفاده از خدمات کتابخانه را ندارند نیز بتوانند از این خدمات بهرهمند شوند. تجربه بسیاری از کتابخانههای معتبر دنیا هم نشان میدهد که کتابخانهها به عنوان نهادهای فرهنگی و اوقات فراغت معمولاً بخش مهمی از خدمات خود را در ساعات پس از پایان کار سایر ادارات ارائه میکنند.
- آیا برای افزایش دسترسی عمومی در سطح استانها نیز برنامهای پیشبینی شده است؟
بله، در هر استان تلاش میشود حداقل یک کتابخانه، که معمولا کتابخانه مرکزی است، تا حد امکان ساعات گستردهتری برای خدمترسانی داشته باشد تا دسترسی عمومی مردم به خدمات فرهنگی حفظ شود. البته طبیعی است که تحقق چنین الگویی مستلزم تأمین نیروی انسانی و امکانات کافی است و در شرایط فعلی نهاد تلاش میکند در چارچوب ظرفیتهای موجود بیشترین سطح خدمترسانی را ارائه دهد.
- اگر بخواهیم در پایان یک جمعبندی داشته باشیم، رویکرد جدید نهاد کتابخانههای عمومی کشور بر چه اصولی استوار است؟
در یک جمعبندی میتوان گفت رویکرد جدید نهاد کتابخانههای عمومی کشور بر پنج اصل استوار است: بهرهوری و کارایی، عدالت در توزیع منابع، تصمیمگیری دادهمحور، توجه به اقتضائات بومی و آمایش سرزمینی، و در نهایت قانونمداری و شفافیت در اجرا. امیدواریم این نگاه بتواند زمینهساز بازطراحی سایر سازوکارهای نهاد نیز باشد تا کتابخانههای عمومی بیش از گذشته متناسب با نیاز واقعی جامعه، کارآمد، پویا و اثربخش عمل کنند.